یه خاطره از فردا

اگه شما هم در این مهمانی شرکت کردید من رو هم دعا کنید، فقط یادمون باشه صاحب خونه رو اذیت نکنیم

یه خاطره از فردا

اگه شما هم در این مهمانی شرکت کردید من رو هم دعا کنید، فقط یادمون باشه صاحب خونه رو اذیت نکنیم

بزن بر طبل بی عاری ، همای

بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری
که یاران خفته در خوابند و طی شد عمرِ بیداری

نه در میخانه ها مستی
نه بر جا مانده هشیاری
بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری

هزاران دشنه،
جایِ تیشه در دستان فرهاد است
برو شیرین ، برو شیرین
که در اینجا ندارد عشق بازاری ...
بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری
خداوندا ! خداوندا ! هزاران وعده میدادی
که از ره می رسد یاری
چرا پس بر نمیدارد
کسی از دوش ما باری؟!!!

آرزو احسان خواجه امیری

تو رو آرزو نکردم
ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم
واسه من خیلی زیاده

تو رو آرزو نکردم
این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو رویا
که نمیشه آرزو کرد

تو رو تا یادمه از دور
از همین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی
به پرستشت رسیدم

من گذشتم از شبی که
تو رو تو خونم ببینم
راضیم به این که گاهی
تو رو میتونم ببینم

نه امیدی به سفر نیست
از همین فاصله برگرد
خیلی از فاصله ها رو
با سفر نمیشه پر کرد

عمری پای تو نشستم
که منو حالا ببینی
تو مثل کوهی که باید
منو از بالا ببینی 

 

با تشکر از سایت 

www.pat-o-mat.com/

تو حلقم

اون مود خوب و بوی عود و دود و دی وی دی وودی آلنت تو حلقم

اون موزیک ملو ولب جلو پوست هولو سینه ی سیلیکونیت تو حلقم

این شب و شام و ربدشامبر وشعر شاملو شراب و جامت تو حقلم

اون سوشی و گوشی و موشی عروسکت و ماشینی که توشی تو حلقم

اون سی دی بتهوون و نقاشیت با پهنو/ اون رقص مدرن و راه رفتن مث یه فشنو

اون لهجه ی خارجی و کتابای نخونده/ اون ددی و مامی گفتنت تو حلقم

اون سفر خارجه رفتنت تو حلقم / اون پایین شهرو ندیدنت تو حلقم

اون رو همه چی چشم بستنت تو حلقم

از رفاقتت با همه ی آدم معروفا و/ از عکسات تو دبی ،مالزی با ککتل و مایو

از بطری بازی روشنفکری و سوییچ پارتی/ از شعر سپید ناشی از اسید و ال اس تی

از چندشت از آغاسی و جواد یساری/ از حس گرفتن سگیت با صدای پاواروتی

از پیانوی خاک خوردت توی خونه/ از گیتار آویزون توی آشپزخونه

از کلاس مدیتیشن و لاس خشکه تو یوگا/ از انزجارت از شاهین و شعر بگا مگا

از دهن کجیت به گیلک و ترک و کردستانی/ تو یکی ایرانی هستی بقیه شهرستانی

تو بیف استروگانف می خوری من کله پاچه/ لب گرفتن تو بوسه،واسه ما همون ماچه

من قاطی خلقی ام که فقیر و آس و پاسه/ من صدای دهاتم این خودش واسم کلاسه

صدای من صدا نیست این صور استفراغ/ نه مرثیه نه ناله غم غربت باغه

تو کوری نمی بینی چقد سنگینه این بار/ یه روزی کم میارم میگم خدانگه دار

از زیبایی های ریاضی

 
13837* YourAge  *73
                       

عدد13837رو در سن خودتون ضرب کنید 
و جواب به دست آمده رو در73ضرب کنیم 
جواب حاصل سن شما میشود اما چند بار تکرار میشه

گلابی و گلابی ها...

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه:
گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!
کامیون دورتر می شه،
صداشون ضعیف‌تر می شه.
گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!
باز کامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!
گلابی یه نفر رو پیدا می‌کنه که موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی که گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!
گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،
واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!؟!؟!؟!؟  

یکی از خاطرات من با داییم هستش 

البته مطلبش رو از دوست بسیار خوب و فسقلیم  مینو کِش رفتم 

مینو ممنونم

نقش سرنشین کنار راننده در ایران

نقش سرنشین کنار راننده در ایران
ا- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
۲- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
۳- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفن است
۴- تیکه انداختن به عابرین پیاده
۵- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
۶- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها
۷- تشویق راننده برای لایی کشی
۸- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
۹- خوابیدن با صدای خروپف زیاد در جاده ها
۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
۱۱- و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده

آگنس

آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ی دیگه شد…
اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد این بار صاحب 5 تا بچه‌ی دیگه شد…
افسوس و صد افسوس…
آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت…
بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: "خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…"
در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم می‌شه و آروم ازش می‌پرسه:
"فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهرسومش؟"
بغل دستی جواب می‌ده: "فکر کنم منظورش دو تا پاهاش باشه!!!

روانشناسی سازها

قبل از اینکه ادامه رو بخونی یکی از سازهای زیر رو انتخاب کن:
سنتور.....گیتار..... پیانو....سه تار....ارگ....ویلون.....دف...آکاردئون...شیپور
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
————————————————
سنتور:رفتار شما بسیار دلنشین است اما گاهی دیگران را از خود می رنجانید و این به دلیل شرایطی است که برای شما به وجود می آید. همیشه فکر می کنید که دیگران شما را درک نمی کنند اما این قضاوت در برخی موارد اشتباه است.یک نکته ی مهم دیگر این است که برای رسیدن به مقصد باید صبر پیشه کنید و جالب تر آن که خود نسبت به این موضوع آگاه هستید.
————————————————
گیتار :
به اصطلاح شما فردی سرزنده و فعال هستید.در ارتباط خود با دیگران به دنبال واژه های درشت نمی گردید. شاید گاهی برای صحبت کردن از احساسات خود دچار مشکل می شوید ولی سعی کنید تا از آنچه هستید راحتتر باشید.کلام شما ساده اما دلنشین است و یکی از ویژگیهای شما آن است که اگر کسی را دوست بدارید نمی توانید به راحتی او را فراموش کنید. روابط اجتماعی مناسبی دارید و به شب های پر ستاره علاقه مندید.
————————————————
پیانو:شما شخصیت آرامی دارید.تفکر منحصر به فرد شما، شما را از دیگران متمایز می کند.آرزوهای شما یا خیلی دور هستند یا خیلی نزدیک وبین این دو ستاره ای از آرزو برای شما چنان نمی درخشد که نظر شما را جلب کند. تخیل زیبایتان توانایی آنرا دارد تا به حقیقتی دست یافتنی و ملموس تبدیل شود حتی اگر دیگران آن را تأیید نکنند.
————————————————
سه تار:اندیشه های عارفانه ای دارید.به آینده بسیار می اندیشید وآن چه در اطراف شما می گذرد برای شخصیت شما اهمیت کمتری دارد.در اثبات حسن نیت خود سعی و تلاش می کنید ودر بعضی مواقع دست از آن برمی دارید. انسان مستعدی هستید و این به آن معناست که با کمی تلاش می توانید به قله های دست نیافتنی، برسید.البته بسیار خیال پرداز نیستید و دنیای ذهنی شما یک دنیای دست یافتنی است.
————————————————
ارگ:
شما یک فرد کاملا״ احساساتی هستید.با آنکه در بعضی مواقع آنرا بروز نمی دهید اما به این فکر می کنید که آیا کسی که دوستش دارید نیز به شما می اندیشد؟ بدانید که او نیز شما را تا حد امکان دوست دارد.حس و نوع عشق شما از عشق های صادقانه است که شاید برای کمتر کسی اتفاق بیفتد.————————————————� 
ویلون:
شما فردی بسیار زیرک و باهوش هستید و متوجه نکاتی می شوید که دیگران از آنها غافلند. به زبان ساده یعنی مو را از ماست می کشید .باید در مسیر زندگی خود پا پیش بگذارید تا بتوانید موفق شوید و قبل از انجام هر کاری درباره ی آن بیندیشید تا موقعیت های خوب را شکار کنید. غرور شما قسمتی از شخصیت شماست پس نه به راحتی آنرا زیر پا بگذارید و نه آنرا سر سختانه برای خود حفظ کنید.خوشبختی شما در گرو استفاده ی به موقع از لحظه هاست، لحظه و زمان را از دست ندهید.
————————————————
دف:
از ارتباط با خداوند لذت می برید و این امر نشأت گرفته از اندیشه های عارفانه ی شماست . در ذهن و افکار خود به سیر و سفر می پردازید و این سفر نه به معنای سفر از شهری به شهر دیگر، بلکه از عالمی به عالم دیگر است. شما دوست دارید که در آن عالم لحظاتی را سپری کنید، در آنجا بغض خود را بشکنید و خالصانه با خدای خود حرف بزنید. شاید فکر می کنید خدا شما را فراموش کرده است اما خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند.
————————————————� 
آکاردئون:
وجود شما سراسر از عشق است و شما عاشق دوست داشتن هستید.آنچه که شما گم کرده اید و به جستجوی آن می پردازید درون شما وجود دارد.به اطراف خود بیشتر توجه کنید، گم کرده ی شما بسیار نزدیک به شماست، سعی کنید مهار زندگی خود را در دست داشته باشید تا آن را بیشتر رام کنید.
————————————————� 
شیپور :
شما یک انسان خوش نشین هستید. دیگران فکر می کنند به راحتی می توانند به درون شما پی ببرند اما به واقع خلاف این موضوع است. با آنکه به طور غیر مستقیم در حل مسائل خود از دیگران کمک می گیرید اما سعی کنید تا از اندیشه های دیگران نیز به طور مستقیم بیشتر استفاده کنید.
 
نظر یادتون نره 
اگه دوست داشتید بگید شما چیو انتخاب کرده بودید 

اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود.....

اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود..... 
 
 
 *اهل دانشگاهم* *رشته ام علافیست* *جیبهایم خالیست* *پدری دارم* *حسرتش یک شب خواب!* *دوستانی همه از دم ناباب* *و خدایی که مرا کرده جواب* *اهل دانشگاهم* *قبله ام استاد است* *جانمازم نمره!* *خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست* *من نمیدانم که چرا میگویند* *مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار* *و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست* *چشم ها را باید شست* *جور دیگر باید دید* *باید از مردم دانا ترسید!* *باید از قیمت دانش نالید!* *وبه آنها فهماند* *که من اینجا فهم را فهمیدم* *من به گور پدر علم و هنر خندیدم*

مارمولکِ سلیمه

 http://s3.picofile.com/file/7489363759/%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%87.jpg

 
سلیمه در حال بازی با مارمولک:
سلیمه: هوی کجا فرار می کنی بیو بینُم تازه می خواستُم رو کولت بشینم سواریم بدی
مارمولک: جون ننت ولم کن خستم کردی، بذار برُم به درد خودُم بمیرُم، هی بت میگُم سلیمه مو مارمولک نیستُم خیر سرُم تمساحُم هی بم میگی مارمولک، آبرو نذاشتی برامون!
سلیمه: هوی.. باز توهم برت داشت، یادت نیس تو سوراخ انباری پیدات کردُم از بس فلافل خوردی اینقد شدی حالا می گی تمساحُم؟ بزنم دمتو دو قسمت کنُم بچا محل بت بگن ماری بی دم؟ بیو بینم کولی میخوام..هوی ماری با تونُم
مارمولک: می خوام برُم تو شط خودُمو از دستت خفه کنُم ول کُ این دُمِ بی صاحابو!!!