یه خاطره از فردا

اگه شما هم در این مهمانی شرکت کردید من رو هم دعا کنید، فقط یادمون باشه صاحب خونه رو اذیت نکنیم

یه خاطره از فردا

اگه شما هم در این مهمانی شرکت کردید من رو هم دعا کنید، فقط یادمون باشه صاحب خونه رو اذیت نکنیم

به این میگن مرد

http://www.img4up.com/up2/72655454744962129358.jpg

 
مـردی
نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی
گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مـرد هم همونجا
خوابش می بره...

زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
صبح که مـرد از خواب بیدار میشه انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...
مـرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...

زن : عشق من صبحانه ی مورد عل
اقت روی میز آمادست ...
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد....

مـرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟

پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...

هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...
من ازدواج کردم...

نوشابه و سلامتی

گزارش ترسناک و لحظه به لحظه بعد از خوردن یک نوشابه!!!


10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای خوری شکر وارد بدنتان میشود،میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟چون اسید فسفریک،طعم آن را کمی میگیرد و شیرینی اش را خنثی میکند.


20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین می شود،کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون بیشتر از این بالا نرود.


40 دقیقه بعد: حالا دیگه جذب کافئین کامل شده،مردمکهای چشم گشاد می شود،فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت،کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند.گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوک می شوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری کنند.


45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز حالت سرخوشی ایجاد میکنند،تحریک میشوند.این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.


60 دقیقه بعد: اسید فسفریک موجود در نوشابه،داخل روده کوچک،به کلسیم،منیزیم و روی میچسبد.متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند.میزان بالای قند خون و شیرین کننده های مصنوعی،دفع هر چه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.


مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرار آور) وارد عمل میشود.حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود،بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شوند و به همراه آن مقادیر زیادی آب،سدیم و دیگر الکترولیت ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر: کم کم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد.در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک پذیر میشوید یا خیلی کرخت و بی حال.حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید دفع کرده اید،آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر ،حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.

مراقب سلامت خود و عزیزانتان باشید... 
 
با تشکر از دوست بسیار بسیار خوبم دریا

ماهی سیاه کوچولو

از خواب پاشدم امروز چشمای بستَت رو دیدمماهی سیاه کوچولو تنگ شکستتو دیدم
دیدم همین که میخونم تاریخ تشنگیهاتو دریاچه های خشکیده خون گریه میکنن با تو
اخبار داغ رو میخونم هر چند خوب میدونم داغی که رو ارس مونده این کوه سختو لرزونده
نه شعر آذری گفتم،نه خون آذری دارم نصبت به مردمت اما حس برادری دارم
رنجور آذربایجان معصوم آذربایجان مغرور آذربایجان  مغبون آذربایجان 
 
حسین صفا


مادرم!!!

 آدم هر چقدر هم که سنگ باشه،با دیدن این صحنه ها،دلش میلرزه!
این عکسی که گذاشتم خیلی تو فیسبوک پخش شده و همه نوشتن این بچه 2 روزه داره دنبال مادرش میگرده  

 

 

 

 

 

راستی مثل این که یاس میخواد یه آهنگ فورس ماژور به مناسبت زلزله بده بیرون

پدر بیا با هم شام بخوریم

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.

- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتماً. چه سوال؟

- بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟

مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

- فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟

- اگر باید بدانی می گویم. ۲۰ دلار.

- پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می‌شود لطفا ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟

مرد بیشتر عصبانی شد و گفت :‌ اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم.

پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد.

بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است.

شاید واقعا او به ۱۰ دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است.

بخصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.

- خواب هستی پسرم؟

- نه پدر بیدارم.

- من فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم ۱۰ دلاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا

بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد.

مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد 
یه سیلی به او زد و گفت :‌ با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پول کردی ؟

بعد به پدرش گفت : برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من ۲۰ دلار دارم. آیا می‌توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم

انسان

نمیدونستم کجا بزارم
میخواستم پارازیت بزارم گفتم حروم میشه
گفتم اینجا بزار

چقدر زیبا، پر از واقعیت است این جمله از استیون واینبرگ برنده جایزه نوبل فیزیک


With or without religion, you would have good people doing good things and evil people doing evil things. But for good people to do evil things,takes religionthat

با دین یا بدون آن، انسانهای خوب کارهای خوب می کنند و انسانهای شرور، کارهای شرارت بار. اما برای اینکه انسانهای ظاهرا خوب کارهای شرورانه بکنند، به دین نیاز است.
 

زلزله 6ریشتری

سلام دوستان من 

واقعا امروز یکی از بدترین خبرهای عمر رو شنید 

زلزه ای که تو آذربایجان فوق العاده ویران کننده بوده 

تا 1ساعت پیش که من خبر داشت تعداد180نفر فوت شدن ولی تعداد1300تن مجرح شده ولی بالغ بر16.000نفر زلزله زده شده اند 

دعا کنید براشون 

کدومشون فکر میکرد که صحر امروز رو نبینن 

من نیت کردم و براشون دو رکعت نماز خوندم 

بد نیست شما هم همراه باشید 

 

ممنونم از تک تکتون

سیل در فومن

بارش سیل ‌آسای باران باعث شد تا خسارتهای فراوانی به سرمایه های بی بدیل طبیعی، مزارع کشاورزی، تاسیسات، ابنیه های فنی و راههای شهرستان فومن وارد شود

البته بماند که صدا و سیما یک عکس هم از این فجایع نشون نداد

ولی خوب بد نیست یسری از این عکس ها که از خبرگذاریهای مهر و فارس پخش شده ببینیم

این عکس آخر یه دنیا حرف میزنه با آدم...

اشکال هندسی و غیر هندسی

تو لینکی که زیر براتون گذاشتم برین و مربع های ریز رو جا بجا کنید 

شکل های جلبی بهتون میده

   http://www.procreo.jp/labo/lathe_cb.swf

بخش دهم ( سختی های زیادی را تجربه کردم )

 

 

افتخار ، این احساس را به خوبی می شناسم ؛ افتخار ، اعتماد به نفس و پافشاری به من کمک زیادی کردند ؛ هیچکس نمی خواهد جایگاه خود را از دست بدهد و اگر شما در این مورد به راحتی تسلیم شوید ، بدون شک شکست خواهید خورد و شما دیگر یک ورزشکار نخواهید بود ؛ باید مراقب بود ، می توان در این مورد توازن را برقرار کرد و اگر سرمربی بازیکن دیگری را به جای شما وارد میدان کرد یا به دیگر بازیکنان بیش از شما اعتماد دارد ، در اینصورت می توان گفت که این یک واقعیت است.

مجبور خواهید شد تا به بهترین شکل ممکن به تمرین کردن بپردازید و هر روز وقت بیشتری را صرف تمرین کردن بکنید ؛ یک ورزشکار همیشه باید تمام توان خود را بکار گیرد ؛ گاهی وقت ها شما در حالی که تمام توان خود را بکار گرفته اید با مشکل مواجه می شوید ، سرمربی همچنان به شما اعتماد ندارد ؛ در این شرایط شما باید مقاومت کنید ؛ باید با خود سخن گفت : " الکس بیدار شو " ، اینگونه می توان یکبار دیگر برخاست ، حتی برای چند میلیمتر ؛ همه چیز شما را به سوی یک روز جادویی پیش می برد ، این همان چیزی است که ذهن شما را به خود مشغول کرده است ؛ آن روز جادویی فرا می رسد ، این سرنوشت من است و من به آن ایمان دارم ،

شاید خودمان گاهی این سرنوست را رقم می زنیم ؛ به گذشته بازمی گردم ، گلی که در کوپا و در ورزشگاه جدید در برابر رم به ثمر رساندم ، این گل را با تمام وجود دوست دارم ، زدن چنین گلی آرزوی همیشگی من بود اما به آن دست نیافتم تا اینکه اولین گل من در ورزشگاه جدید شد ؛ گاهی وقت ها توپ های فوق العاده ای را گل نمی کردم و گاهی وقت ها در اندک دقایقی که در میدان حضور می یافتم ، شاهکار می کردم ؛ من شرایط گوناگونی را تجربه کردم ، رویارویی با حریف قدرتمند ، حذف توسط حریف قدرتمند ، در آغوش گرفتن کاپیتان بزرگی مانند توتی ، درگذشت وکیل جانی انیلی که نسبت به زیبایی فوتبال حساس بود و گل زیبایی که چنین گل هایی همه را به یاد " دلپیرو " می اندازد ؛

من در آن شب در برابر رم توپ قدرتمند و البته زیبایی را روانه ی دروازه ی حریف کردم ، به زیبایی وارد دروازه ی رم شد ، این گل نتیجه ی مقاومت من بود ؛ نتیجه ی این بود که من نا امید نشدم و در تمرینات تمام توان خود را بکار می گرفتم ؛ یک گل زیبا و بدن نقص که قبل از همه من را شگفت زده کرد ، من پس از پایان دیدار و موقعی که چنین گلی را از تلویزیون مشاهده می کنم ، متوجه چیزهای می شوم که در موقع ضربه زدن به توپ هیچگاه به آن ها توجه نمی کردم ؛ پس از گلزنی در برابر رم فکر می کردم که توپ تنها یکبار با پای من برخورد کرده بود اما در واقع دو بار با پای من برخورد کرد ؛ این لحظه را یکبار دیگر در ذهن مرور می کنم ، پاس به بوریلو ، برخورد توپ به تادی و کیائر و توپی که با پای من روانه ی دروازه شد.

برای مقاومت به جسم و روح ، ماهیچه ها و مغز نیاز است ؛ تصمیم گیری نهایی بر عهده ی مغز است ، مهمترین عضو انسان مغز است و بنظر من حتی بدن در هنگام خستگی برای استراحت از مغز کمک می خواهد ، به همین دلیل بیشترین مصدومیت ها در زمانی رخ می دهند که مغز انسان از نظر کار کرد با مشکل مواجه می شود ؛ هنگامیکه در 8 نوامبر 1998 زانوی من دچار شکستگی شد ، بدن و مغز من به یک استراحت نیاز داشتند ؛ آن زمان را به خوبی به یاد دارم ، مانند این بود که من زیر مشت های سه قهرمان سنگین وزن مشت زنی هستم ؛ ابتدا شکست در فینال لیگ قهرمانان در برابر رئال مادرید مانند یک مشت از تایسون بود ، از دست دادن دو دیدار نخست جام جهانی در فرانسه و خروج از رقابت ها بوسیله ی میزبان مانند مشت فرایزر بود ، در پایان من و دیگر بازیکنان یوونتوس به استفاده از دوپینگ متهم شدیم و اینجا مشت آخر را با قدرت زیادی از فورمن دریافت کردم.

این پایان دشواری ها نبود بلکه پس از آن من مصدوم شدم و مدت زیادی را دور از میادین سپری کردم ؛ اسکودتو را در آن سیلاب در پروجا از دست دادیم و در یورو برابر فرانسه جام قهرمانی را در آخرین لحظات واگذار کردیم ، من نتوانستم در این دیدار دو فرصت فوق العاده را به گل تبدیل کنم ؛ در آن لحظه من احساس گناه می کردم و خود را بیش از دیگران در این شکست مقصر می دانستم اما باید امیدوار بود ؛ اروگوئه در سال 1950 در فینال ماراکانا نیمه ی نخست را با یک گل از برزیل عقب افتاده بود اما در ادامه توانست قهرمان جهان شود و کاپ ژول ریمه را بدست آورد.

در این حال بود که من مشت قدرتمندی را از محمد علی کلی دریافت کردم ؛ در برابر برترین مشت زنان تاریخ جهان چه باید کرد ؟ در گوشه ی رینگ قرار می گیرید و منتظر می مانید تا این مشت زن خسته شود ؛ سپس با آرامش به کار خود ادامه می دهید ، به این نتیجه خواهید رسید که این مشت ها برای شما مفید و البته با ارزش بودند " 
 

منبع:

www.Juventus.ir